دوشنبه، آبان ۲۹

رهایی طالبان از زندانهای پاکستان، هیچ موثریت در افغانستان ندارد.


آقای ربانی این روزها در پاکستان بسر می برد و خیلی هم خوشبین است که نه تن از سران طالبان از زندان پاکستان رها شده است. اول اینکه آقای ربانی سیاست های فعلی را به اندازه پدرش نمی فهمد، هر آنچه آقای کرزی دستور میدهد، صلاح الدین ربانی جبرا انجام میدهد. پاکستان هیچ وقت نقش صلح آمیزی را در قبال افغانستان بازی نکرده است و حالا هم از نیرنگ های مختلف استفاده میکند. یک سال است که پاکستان از راکت پرانی خود دست بردار نیست و جوابات مقامات افغان ها را به خیلی سادگی میدهد و کارش همان که هست، هست. 

حالا حرف سر آوردن صلح در افغانستان است و حدود دو سال میشود که شورای عالی صلح در اهدافش نا موفق بوده و تلاش های بیهوده را صرف بدست آوردن صلح نموده اند. دیگر زمانی آن گذشته که پیش پاکستانی ها و طالبان صلح را گدایی کرد، پاکستان همیشه در پی نابودی افغانستان تلاش ورزیده و امروز هم نتایچ شانرا پیش چشمان خود می بنیم. جالب اینجا است که اکثر مولوی پشتونها، حملات انتحاری را در برابر آمریکاه و دیگر نهاد ها جایز میدانستند و از پاکستان خیلی هم راضی هستند بخاطریکه فابریکه های ساخت مولوی ها در آنجا هست، مکتب های انتحاری هم در آنجا است. حالا چی فرق میکند که مولوی و انتحاری با کمی تفاوت فکری درس خواندند و لباس هم همان لباس... 

در حملات انتحاری سال گذشته، در یک مسجد در کنر امام مسجد و چند نماز خوان دیگر کشته شدند. دها جلد قرآن آتش گرفت و سوخت، این مولوی ها کجا بودند که تظاهرات نکردند، چرا خاموش بودند؟  یک ماه پیش در سالگرد احمد شاه مسعود، آقای سیاف حملات انتحاری را خلاف شریعت و اسلام خواند، از کسانی که این حملات را روان میدانند، خواست تا بیایند ثابت کند که در کدام جای قرآن آمده است که خود را انتحار کنید. نمیدانم که آقای سیاف این حرفهایش را از کدام جنبه بیان میکرد، بازی های سیاسی امروز هم سخت شده، تا دیروز همه خاموش بودند، امروز که این حملات قرار است جان خود شانرا بگیرد. فریاد را سر داده است. آقای سیاف از دست انتحاری ها حالا ترسیده و به تنگ آمده مجبور است که این عمل را زشت و غیر انسانی تلقی کند. سوال اینجاست که آقای سیاف قبل از این نمی فهمید که امروز می فهمد؟ 

جالب اینکه مولوی ها امروز تنها برای زنان فتوا صادر میکنند، تجاوز جنسی هم از طرف اینها صورت می گیرد، کسی نیست که به این مولوی ها بگوید. اگر غیرت دارید، اگر اسلام را شناختید، اگر چیزی می فهمید، اگر مسلمان هستید، اگر وژدان دارید و جرئت حرف زدن را دارید. ایستاد شوید واضع برای مردم بگوید که از جنگ و خشونت دست بردارد، برای انتحاری ها بگویید که انتحاری حرام است، در پاکستان نروید و اگر میروید، علم بیاآموزید. برای نابودی این کشور نروید، به کدام جرئت دوباره بر میگردید و مردم بیچاره این خاک و هزاران جوان دیگر را به شهادت میرسانید. 

سال گذشته پاکستان در باره سند استراتژیک میان آمریکاه و افغانستان، سخت خشمگین شده بود، واضحا بیان داشت  که اگر آمریکاه در افغانستان باقی بماند، پاکستان هم آرام نه خواهد ماند و تجاوز خود را برخاک افغانستان شروع خواهد کرد. به انتحابات دوسال بعد نزدیک می شویم و نا امیدی مردم از بدبینی های که در دوسال بعد اتفاق خواهد افتاد، است، همان 2014 است که به مسئله مرگ و زندگی تبدیل شده است.

رهایی طالبان از زندانهای پاکستان هیچ گونه موثریت در آوردن صلح در افغانستان ندارد و نخواهد داشت. طالبان تنها بااین کار افراد با نفوس شانرا میخواهند، آزاد کنند. دوباره همان حرف را خواهد زد که تا آمریکاه افغانستان را بطوری کلی ترک نکرده، صلح نخواهد شد. اولین خواست آنان هم همین است که همیشه گفتند که نیروهای خارجی افغانستان ترک کنند. چند تن از رهبرانی قدرت مند طالب، سال گذشته نیز در بدل تبادله افراد وحاضر شدن طالبان به میز مذاکره، از طرف حامید کرزی رها گردید. دفتر در کشور قطر باز کردند، کجا شد؟ آن همه شعارهای طالبان یک فریب بود که دولت افغانستان را فریب داد. دیگر آوردن صلح به گفتگو میان طالبان و دولت امکان پذیر نیست. تنها راهی که وجود دارد، دولت افغانستان نهاد های امنیتی را زیر فشار بگیرد و داخل شدن حملات انتحاری را از خاک پاکستان ناممکن بسازد. در داخل افغانستان اگر کسی با طالبان دست همکاری داشت، سخت جزا بدهد و آنهای که به ترور انسانها و اختطاف های مردم دست دارند، اعدام کند.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر