بعد از چند سال فاصله از این صفحه دوباره برگشتم. اگر فرصتی برای نوشتن بود اینجا دوباره می نویسم!
جــسـور
نگاشتــه های یک بد نویس
دوشنبه، آبان ۷
چهارشنبه، خرداد ۱۹
احمقانه ترین تظاهرات دانشجویان
اینگونه تظاهرات نه تنها نا امید کننده بلکه ستون جهل و افراط گری را قوت می بخشد. من از دیدن این تصاویر نگرانم، بجای اینکه در ماه رمضان دانشجویان به کتاب خانهها، کتاب فروشیها، و دانشگاه مصروف مطالعه و برنامه های فرهنگی و علمی باشند، دروازه دانشگاه را می بندند.
دانشگاه کابل بجای اینکه مرکز علم و تخصص گرایی باشد، بستر جهل و گمراهی است. ننگ است که با چند تن جاهل و بیسواد دروازه این دانشگاه به روی هزارها دانشجو که از دورترین نقاط کشور بخاطر یاد گرفتن آمده اند، بسته شود.
گرچند من باور ندارم که در دانشگاه های افغانستان کسی چیزی یاد
بگیرد اما امیدی برای اندک تغییری وجود دارد. از اسلام چی ساخته ایم؟ آخر شما که
رخصت کردن دانشگاه را در ماه رمضان ارزش اسلامی میدانید پس چرا نرفتید در پاکستان
که مطلق اسلامی است!
من متاسفم، نه تنها بخاطر دانشجویان بلکه بخاطر این دانشگاه، اگر
زره ای از دانش و استاد وجود میداشت، امروز این مردم پشت دروازهها ایستاد نبود.
یک جامعه زمانی به آگاهی و فهم میرسد که دانشگاه داشته باشد و در آن دانش وجود
داشته باشد تا سیاست بیاید از این دانشگاه سیاستمدار و اقتصاد و و و و و
عاقبت چنین تظاهرات رفته رفته منجر به بستن دانشگاه نشود و تبدیل
به مدارس دینی نشود....
چهارشنبه، اردیبهشت ۱
عکس از جسدهای پرخون را نشر نکیند...
لطفآ اگر غم شریکی با خوانواده های قربانیان حمله دیروز
دارید، این کار را با خودتان در گوشه ای خلوت کنید و به خوانواده های قربانیان
همدرد شوید. نشر عکسهای گرفته شده از اجساد تکه و پاره، مدوای هیچ درد
و هیچ راه دوباره برگشتن آنها به زندگی و همدردی به خوانوادهای آنها نیست.
این کار بجز درد و دوباره به سوگ نشاندن چیزی بیش نیست. نشر این عکسها به
بازماندگان قربانیان بیشتر یک دنیای نا امیدی را بوجود میاورد. جنگ و خشونت
سالهاست که گریبان ما را گرفته و هر روز قربانی می گیرد. امید جامعه فعلی جوانان و
روشنفکران است.
بیاییم بجای نا امید ساختن مردم از خبرهای بد و منفی بگذریم.
نشر کردن عکس از جسدهای پرخون در رسانه های اجتماعی راه
حل نیست و این شبیه این می ماند که صبح وقت از خواب بیدار شوی و دروازه را باز
کنی، کسی جنازه های پرخون را پیش دروازه گذاشته است.
امروز صبح وقتی وارد صفحه فسبوک شدم اولین بار با تصاویر جسدهای
پرخون از رویداد حمله انتحاری دیروز روبرو شدم، یعنی ما نمیتوانی هر روز سوگواری کنیم.
خشونت، جنگ و هزاران دغدغه های دیگر در رگهای مان جا
گرفته است بهتر خواهد بود کوشش کنیم تا این مشکلات دست سر مان بر دارد.
در شروع صبح بجای مطالب انرژی بخش، پست های وحشتناک را نشر نکنیم. حد
اقل به حلقات دوستان خود فکر کنیم.
سهشنبه، بهمن ۱
خبرنگار "شهروندی " کیست؟
با ظهور و پیشرفت تکنالوژی، رسانه های که در
درون افغانستان فعالیت گسترده دارند، توانستند که در کوتاه ترین زمان دنیایی رسانه ها را متحول
سازند، در عصر که دنیاه ارتباطات به دهکده کوچک تبدیل شد، این تعامل رفته رفته
بیشتر گسترش یافت، تحولی که از ذهن انسانها به هستی اش خطور نمیکرد، اما حضور
رسانه های اجتماعی در چند سال اخیر درافغانستان،
رشد بی سابقه داشته است.
در کل میتوانیم بگویم که خبرنگار شهروندی موثر ترین نقش را در میان رسانه ها دارد، که در سال های اخیر با گسترش یافتن تکنالوزی و دنیای وب، بیشتر خبرنگاران شهروندی از طریق دنیاه مجازی ( وبلاگ) فعالیت های شانرا شروع کردند. بیشتر این گروها از طریق وبلاگ ها، برای اولین بار در ایران به فعالیت ها خبرنگاری شهروندی شروع کردند، تمام رویدادها و تحولات را از گوشه و کنار شهر منتشر میکردند. ازآنوقت تا حال فرهنگ خبرنگاری شهروندی، به یک پایگاه بزرگ اطلاع رسانی و خبرگزاری شهروندی مبدل شده است.
در بیشتر رویداد های که اتفاق افتاده و گزارش شده است، توسط شهروندان از نزدیکی وقوع حادثه گزارش داده شده است، در فروریختن مرکز تجارتی جهان در سال 2001 توسط تروریستان بوقوع پیوست، بیشتر عکسهای گرفته شده و ویدیوها، از طریق شهروندان که در محل حادثه قرار داشتند، منتشر شد. تنها خبرنگاران شهروندی اند که با تمام تلاش ها و رنجها، برای تهیه خبر و عکس گرفتن، مشکلات را تحمل کرده و واقعیت های جامعه را به تصویر می کشند.
در این میان یکی از حوزه
نو ظهور " خبرنگار شهروندی" است که در آن شهروندان نقش فعالی در
جمع آوری، و تنظیم و انتشار رویداد ها دارند، از طریق رسانه های اجتماعی به نشر میرسد.
با پیشرفت سریع تکنالوژی، هر فرد عادی جامعه
میتواند همرای تلیفون همراه خود که در دست دارد با کدام حادثه برخورد میکند، تصویر
برداری کند یا یک موضوع جالب را می بیند، فوری عکس بگیرد و از طریق صفحات ویب در
سایت های اجتماعی منتشر کند و احتمال دارد تصاویر گرفته شده بدست رسانه های معتبر
برسد، که توانای خبرنگار شهروندی را ثابت می کند. کاری یک روز نامه نگار شهروندی یک فعالیت دموکراتیک است، از طرف کدام سازمان و گروه ها فعالیت
نمی کنند، به حمایت کدام شخص کار نمیکنند. تنها از میان مردم برخواسته و یک فرد
عادی جامعه است که از درون جامعه رویداد ها را لحظه به لحظه گزارش میدهد.
در کل میتوانیم بگویم که خبرنگار شهروندی موثر ترین نقش را در میان رسانه ها دارد، که در سال های اخیر با گسترش یافتن تکنالوزی و دنیای وب، بیشتر خبرنگاران شهروندی از طریق دنیاه مجازی ( وبلاگ) فعالیت های شانرا شروع کردند. بیشتر این گروها از طریق وبلاگ ها، برای اولین بار در ایران به فعالیت ها خبرنگاری شهروندی شروع کردند، تمام رویدادها و تحولات را از گوشه و کنار شهر منتشر میکردند. ازآنوقت تا حال فرهنگ خبرنگاری شهروندی، به یک پایگاه بزرگ اطلاع رسانی و خبرگزاری شهروندی مبدل شده است.
روز نامه نگاری یا خبرنگار شهروندی دو پدیده اند
که همیشه از میان جامعه و برای جامعه فعالیت دارند و از هست و بود انسانها در کشور
برای همه گزارش میدهند. روزنامه نگاران که بیشتر تحت کنترول دولت قرار دارند، از
واقعیت های جامعه و رویداد ها چشم پوشی میکنند. در کنار این روزنامه نگاران،
خبرنگاران بدون مرز داریم که در سالهالی اخیر از طریق صفحات وب توانستند صداهای
مردم و تصاویر را به نشر برسانند. امروزه
رویداهایکه بیشتر جنبه منفبی دارد توسط رسانه های دولتی سانسور میشود،
واقعیت که مردم باید بدانند و ببنند، که باید به رسانه ها پخش شود، سر پوشیده می ماند.
اما امروز یک شهروند عادی هم میتواند خبرنگار
باشد، گزارش بدهد، عکاس باشد، حتی بیشتر از یک خبرنگار حرفه ایی رویدادها را به
تصویر بکشد که هیچ رسانه معتبر دیگر با حزینه ملیون ها دالر چنین گزارشات را ثبت نخواهند کرد. خبرنگار
شهروندی میتواند بدون کدام ترس رویدادها را از میان مردم گزارش دهد. بیشتر تحولات
های که در جهان اتفاق افتاده یا بیشتر رویدادها توسط خبرنگاران شهروندی ثبت شده
است.
آنچیزیکه امروز خبرنگار شهروندی نامیده میشود با خبرنگار حرفه ای از هم فرق
دارد. خبرنگار حرفه ای تعلیم یافته است، یعنی تمام تکنیک های خبرنگاری را آموخته و
تمام کارهایش نظر به آموزنده هایش است. اما خبرنگار شهروندی تعلیم نیافته است،
تمام چیزهای را که می بیند و می شنود، گزارش میدهد. تمام رویدادها را از دید خود
بتصویر میکشد. ازینرو است که هیچ واقعیت ها پوشیده نمیماند و جامعه هم روز به روز
پیشرفت میکند.
خبرنگار شهروندی تمام این رویداد ها را بدون کدام سانسور گزارش
میدهد و به خواست مردم و از دل مردم حرف
میزند. از مردمی که از قشر نخبگان نیستند یا از چشم دید سیاستمداران باز مانده
اند. و این را میتوانم بگویم که خبرنگار شهروندی است که فرصت را برای مردم فراهم میکند تا به
شکل آزاد اظهار نظرکند، آزادانه انتقاد کند وخواستهای شانرا به گوش مسئولین برساند.
در بیشتر رویداد های که اتفاق افتاده و گزارش شده است، توسط شهروندان از نزدیکی وقوع حادثه گزارش داده شده است، در فروریختن مرکز تجارتی جهان در سال 2001 توسط تروریستان بوقوع پیوست، بیشتر عکسهای گرفته شده و ویدیوها، از طریق شهروندان که در محل حادثه قرار داشتند، منتشر شد. تنها خبرنگاران شهروندی اند که با تمام تلاش ها و رنجها، برای تهیه خبر و عکس گرفتن، مشکلات را تحمل کرده و واقعیت های جامعه را به تصویر می کشند.
و یک ابزار قدرتمند دیگر بنام وبلاگ که رایگان
بدسترس افراد قرار می گیرد و ازین طریق اشخاص میتوانند افکار و ایده های خود را
باهمدیگر شریک کنند. در دنیای غرب بیشتر از مردم میروند واقعیت ها را از زبان
وبلاگ نویسان می شنوند. برای وبلاگ نویسان هیچگونه محدودیت نوشتاری و گفتاری مشخص
وجود ندارد، اینها روزنامه نگاران بدون مرز هستند یعنی دست بازدر نوشتن و اظهار
نظر دارند، آزادانه و با جرئت می نویسند.
بیشتر رویدادهای
که تحقق می یابد، توسط وبلاگ نویسان منتشر میگردد. خبرنگار شهروندی کار دشوار نیست، حزینه، سرمایه، حرفه ای بودن در کار نیست و مهم نیست با
خود کمره پیشرفته داشته باشد، همرای کمره های کوچک یا کمره های مبایل، میتواند عکس
بگیرد از طریق صفحات ویب منتشر کنند.
پنجشنبه، اسفند ۳
صلح از طریق پوقانه های هوایی
گفتنی است که یک
هنرمند کلمبیایی به کابل آمده و میخواهد که افغان ها را در راستای آوردن صلح تشویق
کند. این هنرمند با فرستادن پوقانه هایی هوایی به هوا، انگیزه صلح را در ذهن افغانها
ایجاد می کند. وی اطمینان میدهد که این کار بیشتر مردم این کشور را در یک مسیر زندگی
صلح آمیز و آرام بخش کمک می کند. گفتنی است که وزارت اطلاعات و فرهنگ نیز از تصمیم این هنرمند حمایت کرده و این کارش
را مورد استقبال قرار داده است.
از سوی دیگر دها نهاد های مدنی نیز هماهنگی شانرا با این جوان اعلام داشته
و این کار را به سود مردم افغانستان می خوانند. این هنرمند کلمبیایی گفته است که به
تعداد 10800 پوقانه به هوا فرستاده میشود و انگیزه صلح را در ذهن مردم ایجاد می کند.
سهشنبه، بهمن ۲۴
می آیم...
این همه سکوت، شبیه خواب زمستانی
دنبال خودم، گم شده ام
هوای سرد کوچه، از خودم میلرزم
نمی ترسم، میروم آنسوی کوچه تا ترا پیدا کنم.......
چهارشنبه، بهمن ۴
قانون ترافیکی از سوی زورمندان زیر پاه میشود
حالا در افغانستان همه حرف از عدالت، از قانون و رعایت قانون میزنند. آدم های را می شناسم که در مجالس های بزرگ نشسته برای دیگران درس قانون را میدهند، وقتی سوار بر موتر شان میشوند، قانون ترافیک را زیر پاه می کنند. هر قانون بالای مردم فقیر و بیچاره تطبیق میشود. زیر پاه کردن قانون در افغانستان به اوج
خود رسیده است، چندی پیش تلویزیون(1)، با تهیه گزارش تصویری که از جاده های شهر
کابل تهیه کرده بود، برای چند شب متواتر به نشر آن پرداخت.
در این گزارش تصویری که زور گویی از طرف بعضی از زور مندان به پولیس ترافیک و بی نظمی در روی سرک که باعث بندش چهار راه ها و مانع باقی وسایطه نقلیه شهروندان در روی جادها می شوند، تصویر برداری شده بود.
در این گزارش تصویری که زور گویی از طرف بعضی از زور مندان به پولیس ترافیک و بی نظمی در روی سرک که باعث بندش چهار راه ها و مانع باقی وسایطه نقلیه شهروندان در روی جادها می شوند، تصویر برداری شده بود.
من دوسال پیش را بیاد می آورم که تصمیم
گرفتم که به ریاست ترافیک مراجعه کرده و جواز رانندگی اخذ کنم.
اما متاسفانه بخاطر نداشتن وقت نتوانستم به چنین تصمیم موفق شوم و خیلی افسوس می خوردم و هیچ وقت جرئت رانندگی را به خود نمی دیدم و بیشتر می ترسیدم. باالاخره زمستان سال گذشته موفق شدم و جواز رانندگی را بعد از یک ماه و چند روز اخذ کردم. همان زمان هم می فهمیدم که گرفتن جواز رانندگی هر سال سخت تر میشود. حالا در افغانستان بیشتر از رانندها، جواز رانندگی شانرا بدون سپری نمودن کورس آن اخذ می کنند ولی از قانون ترافیکی بی خبر اند.
اما متاسفانه بخاطر نداشتن وقت نتوانستم به چنین تصمیم موفق شوم و خیلی افسوس می خوردم و هیچ وقت جرئت رانندگی را به خود نمی دیدم و بیشتر می ترسیدم. باالاخره زمستان سال گذشته موفق شدم و جواز رانندگی را بعد از یک ماه و چند روز اخذ کردم. همان زمان هم می فهمیدم که گرفتن جواز رانندگی هر سال سخت تر میشود. حالا در افغانستان بیشتر از رانندها، جواز رانندگی شانرا بدون سپری نمودن کورس آن اخذ می کنند ولی از قانون ترافیکی بی خبر اند.
همین بی خبری از قانون باعث شده که بیشتر راننده ها
حادثه می کنند. آنها در بدل گرفتن جواز هزارها افغانی را می پردازند و از طریق پول جواز شانرا دریافت می کنند حتی گاهی اوقات اسناد شان جعلی ساخته میشود.
کسانی که به این کار دست دارند و جواز جعلی را از ریاست ترافیک می کشند، بیشتر وقت
ها در دفترچه اصلی یا به کنده اسناد ها درج نمی کنند.
کارمندان دولتی و بعضی زورمندان دیگر که در موسسات خارجی
کار می کنند و موترهای قیمتی سوار میشوند، قانون ترافیکی را زیر پاه می کنند و
ترافیک را نادیده گرفته کار خود را می کنند. من خودم چند بار به واقعه ای برخوردم
که ترافیک را مورد لت و کوب قرار داده و از محل فرار کرده اند.
این روزها ترافیک
های شهر کابل با شهروان برخورد جدی تر را پیش گرفته اند و حتی کسانی را می شناسم که
جواز رانندگی را مسخره می کرد، میگفت: در افغانستان که جواز سوال می کند و ترافیک
ها را با صد افغانی راضی می سازم. حالا موترش را ایستاد کرده و دنبال جواز سرگردان
می گردد.
اشتراک در:
نظرات (Atom)


