جمعه، خرداد ۲۶

فرصت

بعد از چند هفته سپری امتحان امروز دوباره در صفحه وبلاگم برگشتم و با وقت کمی که دارم چند جمله می نویسم. چند هفته میشه که درسهایم خیلی سرم فشار آورده است در یک سمستر ده مضمون میخوانیم که هر کدام شان یک کار تحقیقی دارد و با نمره بسیار بالا و خیلی هم سخت.
امروز جمعه است جمعه ای که من فرصت یافتم و واقعا امروز احساس دارم که جمعه است چون چند جمعه ای که گذشت، زیاد مصروف بودم و هیچ نفهمیدم که جمعه بود یا نی. تازه از خواب بلند شدم و سراغ کمپوتر را گرفتم و خواستم چند کلمه بنویسم. شاید تعجب کنید که چرا نا وقت از خواب بلند شدم آنهم در روز جمعه که باید وقت تر از همه بلند می شدم و تصمیم رفتن جای را میگرفتم.
 شب از ساعت ده بجه تا ساعت دوازده بود نمیدانم دقیق چند بود، فوتبال جام اروپا را می دیدم، خیلی جالب بود. حالا هم سرم درد دارد نمیدانم چاره اش چیست، شاید دلیل درد سرم همان ناوقت خواب شدن دیشب است، چون بعد از دوازده بجه دوساعت  یا سه ساعت بود فیلم جالبی را تماشا کردم. 

۳ نظر: