تنها تویی که اینجا قدم میزنی، دلهای شکسته من از سردی، بخواب زمستانی رفته است. هر صبح به آرزوی دیدن قیافه آفتاب، از خواب بلند میشوم. ابرهای سیاه، گیل ها خشکیده شب در کوچه ها، سخت آزار دهنده است.
این روز در آرزوی بهار می نشینم و با دوستانم از خاطرات سال گذشته در همین فصل، یاد میکنم. ولی بهاری که هیچ نشانه از خود نشان نمی دهد. حتی آسمان این زمستان دیگر نمیخواهد که رنگش تبدیل کند.
بهار میشود، همه بسوی یک فصل خرم، فصلی که همه در انتظارش هستیم، فصلی که سرنوشت ساز زنده گی است، فصل که بخاطر آمدنش، با سرمای شوم زمستان مقابله کردیم. دویدیم، چندین بار به زمین خوردیم، حتی شانس های زنده گی را در این فصل از دست دادیم، سختی ها را متحمل شدیم.
کدام بهار؟ شروع دانشگاه ها، مکاتب، مصروفیت ها و هزاران برنامه های آموزشی دیگر. به کجا روم که که دوستانم بامن یکجا بخندد؟ این کابل خاکبادغیر از بند قرغه دیگر جای برای میله کردن ندارد. یا بخاطر جلال آباد رفتنن ساعت ها راه را پیمود. تا به فصل عشق و نسیم بهاری رسید.
دوستاهم هرشب پیام روان میکنند البته دوستانی که هم کلاسهایم اند. هر شب که پیامها را باز میکنم که می بینم که غیر از روز شماری دیگر چیزنی ننویشتند. یادم است که از یک ماه پیش، روز ها را شمار میکردند، بهار نزدیک میشود.شروع دانشگاه، کانتین رفتن، با دخترا مزاق کردن هههه.
این روز در آرزوی بهار می نشینم و با دوستانم از خاطرات سال گذشته در همین فصل، یاد میکنم. ولی بهاری که هیچ نشانه از خود نشان نمی دهد. حتی آسمان این زمستان دیگر نمیخواهد که رنگش تبدیل کند.
بهار میشود، همه بسوی یک فصل خرم، فصلی که همه در انتظارش هستیم، فصلی که سرنوشت ساز زنده گی است، فصل که بخاطر آمدنش، با سرمای شوم زمستان مقابله کردیم. دویدیم، چندین بار به زمین خوردیم، حتی شانس های زنده گی را در این فصل از دست دادیم، سختی ها را متحمل شدیم.
کدام بهار؟ شروع دانشگاه ها، مکاتب، مصروفیت ها و هزاران برنامه های آموزشی دیگر. به کجا روم که که دوستانم بامن یکجا بخندد؟ این کابل خاکبادغیر از بند قرغه دیگر جای برای میله کردن ندارد. یا بخاطر جلال آباد رفتنن ساعت ها راه را پیمود. تا به فصل عشق و نسیم بهاری رسید.
دوستاهم هرشب پیام روان میکنند البته دوستانی که هم کلاسهایم اند. هر شب که پیامها را باز میکنم که می بینم که غیر از روز شماری دیگر چیزنی ننویشتند. یادم است که از یک ماه پیش، روز ها را شمار میکردند، بهار نزدیک میشود.شروع دانشگاه، کانتین رفتن، با دخترا مزاق کردن هههه.
بهار هم میرسد... همانجوریکه بسیاری از مردم منتظر برف زمستان بودن...
پاسخ دادنحذفبلی 27 روز مانده
پاسخ دادنحذف