اکثر از دانشجوانی که امتحان کانکور را سپری کردند، از ورود به دانشگاه ها و به پوهنحی های انتخاب شده شان، به شدت نگران هستند. تعدادی از خارج مرز هنوز در انتظار امتحان شان هستند.
گرچند بسیاری از دانشجویان بعد از ختم امتحان شان در ولایات خشنود به نظر میرسید. با آن هم با وام داشتن امتحان کانکور و نتیجه دوازده سال که تعین کننده سرنوشت یک دانشجو است، سخت هراسیده اند.
روز جمعه با یکی از دوستانم که بار دوم است به امتحان کانکور شرکت کرده است، در باره وضعیت امتحان کانکور در غزنی همرایش حرف زدم ولی او با خوشحالی احساسات اش را از جریان امتحان و سوالات بیان کرد. او نیز در باره سال گذشته اش نیز گفت که سال گذشته هم خیلی خوش بودم از نتیجه ولی اعلام نتایج برعکس شد.
سال گذشته با گرفتن 289 نمبر در جمع بی نتیجه ها اعلام شدم از خبر بی نتیجه شدن سخت عصبانی شدم و تمام کارهایم را رها کرده رفتم طرف خانه، دوستانم بعد از رفتنم زنگ زد که بیا برای شماه تحصیلات عالی بورس تحصیلی در نظر گرفته ولی تمام چیز دلم را بد کرده بود.
میخواستم دیگر به تحصیلاتم ادامه ندهم. بازهم وقتی در خانه رسیدم با خودم فکر کردم غیر از درس دیگر راهی نیست.
پدرم همرایم رفتار خوب نداشت همیشه میگفت، در کابل رفتی پولها را مصرف کردی درس نخواندی. بچه فلانی کابل نرفته در بهترین پوهنحی کامیاب شد. از حرفهایم پدرم و اطرافیانم سخت خشمگین شده و رنج می بردم. بازهم خود را روی کتاب انداخته، کوشش کردم.
اگر امسال نتیجه خوب نگیرم، دیگر حوصله آماده گی گرفتن کانکور را ندارم. میروم طرف ایران و چند سال کار میکنم باز طرف اروپا میروم. ولی من همرایش نیم ساعت گپ زدم. تشویق کردم به این زودی نا امید نشو، کسانی بوده که سه بار در امتحان شرکت کردند ولی نتیجه نگرفتند. به این زود شکست را قبول نکن.
کدام پوهنحی میخواهی بخوانی؟
سال گذشته هم اولین انتخابم را طب معالجوی بود ولی کامیاب نشدم. امسال هم اولین انتخابم طب معالجوی است. غیر از طب دیگر هیچ پوهنحی را نمیخوانم. در مکتب هم نمره اول بودم.
گرچند بسیاری از دانشجویان بعد از ختم امتحان شان در ولایات خشنود به نظر میرسید. با آن هم با وام داشتن امتحان کانکور و نتیجه دوازده سال که تعین کننده سرنوشت یک دانشجو است، سخت هراسیده اند.
روز جمعه با یکی از دوستانم که بار دوم است به امتحان کانکور شرکت کرده است، در باره وضعیت امتحان کانکور در غزنی همرایش حرف زدم ولی او با خوشحالی احساسات اش را از جریان امتحان و سوالات بیان کرد. او نیز در باره سال گذشته اش نیز گفت که سال گذشته هم خیلی خوش بودم از نتیجه ولی اعلام نتایج برعکس شد.
سال گذشته با گرفتن 289 نمبر در جمع بی نتیجه ها اعلام شدم از خبر بی نتیجه شدن سخت عصبانی شدم و تمام کارهایم را رها کرده رفتم طرف خانه، دوستانم بعد از رفتنم زنگ زد که بیا برای شماه تحصیلات عالی بورس تحصیلی در نظر گرفته ولی تمام چیز دلم را بد کرده بود.
میخواستم دیگر به تحصیلاتم ادامه ندهم. بازهم وقتی در خانه رسیدم با خودم فکر کردم غیر از درس دیگر راهی نیست.
پدرم همرایم رفتار خوب نداشت همیشه میگفت، در کابل رفتی پولها را مصرف کردی درس نخواندی. بچه فلانی کابل نرفته در بهترین پوهنحی کامیاب شد. از حرفهایم پدرم و اطرافیانم سخت خشمگین شده و رنج می بردم. بازهم خود را روی کتاب انداخته، کوشش کردم.
اگر امسال نتیجه خوب نگیرم، دیگر حوصله آماده گی گرفتن کانکور را ندارم. میروم طرف ایران و چند سال کار میکنم باز طرف اروپا میروم. ولی من همرایش نیم ساعت گپ زدم. تشویق کردم به این زودی نا امید نشو، کسانی بوده که سه بار در امتحان شرکت کردند ولی نتیجه نگرفتند. به این زود شکست را قبول نکن.
کدام پوهنحی میخواهی بخوانی؟
سال گذشته هم اولین انتخابم را طب معالجوی بود ولی کامیاب نشدم. امسال هم اولین انتخابم طب معالجوی است. غیر از طب دیگر هیچ پوهنحی را نمیخوانم. در مکتب هم نمره اول بودم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر