دوشنبه، بهمن ۱۰

زیر دانه های برف

اینجا هوا کاملا ابری است،  دانه های برف شانه هایم را می پوشاند، سردی بی حد اعضای بدنم را بی حس کرده، دستهایم از شدت سرمای زیاد روی کیبور بی حس مثلکه تاز از بین آب سرد کشیده باشم.

وقتی از اطاقم طرف وظیفه ام حرکت کردم در مسیر راه دنبال چتری می گشتم تا خودم را از تازیانه برف نجات دهم. دوهفته پیش کابل شاهد برفباری های سنگین بود که آفتاب از پاک کردنش از روی زمین عاجز شده بود. سرکهای کابل تازه حالت قبلی خود را بخود گرفته ولی با شروع برف امروز شاید سرکها دوباره به یخبندی مبدل شود.

از یک نگاه که می بینم امروز آسمان هم دلش به باریدن برف نیست گاهی دانه های برف زیاد میشود گاهی هم هیچ نمیبارد. عجیب بازی را پیش گرفته است به گفته های کلانسان، شاید مستی زمستان باشد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر