یکشنبه، دی ۲۵

مهربان ترین استادم


بیشتر از یکماه نمیشه که از دانشگاه رخصت شدم.  اما این روز بخاطر دوری از همصنفانم و استادانم،زیاد دیق شدم، کاش که دانشگاه زودتر شروع شود.
در سمستر خزانی همین سال یک استاد از امریکاه آمده بود که درصنف ما هم مضمون داشت و بسیار عالی تدریس میکرد. در اول بعضی از شاگردان خنده میکرد که این زن پیر نمیتواند بصورت خوب مضمون درسی اش را پیش ببرد. ولی بعد ها فهمیدیم که این خانم ماستر است و حال هم بخاطر تحقیق در افغانستان آمده که میخواهد دوره دکتورا اش را تکمیل کند.

این استاد خیلی تجربه کاری زیاد داشت از گفته های خودش  معلوم بود که میگفت سالهای زیاد در دانشگاه کلفورنیای امریکاه تدریس کردم و دوباره از طرف همین دانشگاه استاد مقرر شدم در یکی از دانشگاه های امریکایی در بنگله دیش، مدت چند سال دیگر در آنجا تدریس کردم.
یک روز دانشجویان بخاطر جرگه عنعنوی صلح مظاهره کردند و دروازه دانشگاه را بروی تمام دانشجویان بستند. اما فردای همان روز وقتیکه استاد بیت ( Beth Trudell ) در صنف آمد از شاگردان سوال کرد. درصنف شماه کسی است که درلیلیه زنده کند؟ دخترا از همه اولتر جواب داد، بلی! و شروع کردند به معرفی بچه ها.
اما این استاد چی گفت؟

Beth Trudell:  شاگردان یک جمله برای تان میگویم شاید باور نکنید. من در روز عروسی خواهرم شرکت نکردم نه بخاطر که همرایش قهر باشم، اگر من در محفل عروسی خواهرم شرکت میکردم تنها خواهرم از من خوش می شد در حالیکه در صنف حاضر نشدن غوغای تمام شاگردان بلند می شد. نخواستم که حق پنجا شاگرد پایمال شود. یک معلم خیلی مسئولیت بزرگ دارد نمیتواند به اندک کار به صنف حاضر نشود.

وای بحال افغانها. بیا از استادان افغانستان سر بزن بخاطر یک تلیفون آمدن، صنف درسی را برای نیم ساعت یا بیشتر ترک میکنند.
استاد Beth Trudell  دربین تمام استادان جایگاه خاص داشت، تمام شاگردان بی انداز دوست داشتند. همیشه  کوشش میکردیم که از توانایی خود در برابر این استاد دریغ نورزیم. درحالیکه از دیدن بعضی استادان بیزار بودیم.

نه اینکه یک زن خارجی یا معلم خارجی بود بلکه با شیوه های جدید در صنف، درس را با شاگردان کار میکرد. شاگردان را بسیار زیاد تشویق میکرد. حتی همه ما در آرزوی روز می شدیم که استاد بیت در صنف بیاید.
خیلی ویژه گی های داشت حالا نمیشه در این صفحه مغز خواننده گان را گیج بسازم.

سال گذشته نیز یک دختر امریکایی بنام ( Jalla)در صنف B تدریس میکرد. من در صنف A بودم،  کلاس B همچنان راضی بودند از تدریس استاد جاله ( Jaala) .
بعد از رفتن جاله یکی ازشاگردان با یک استاد داخلی گفته بود که استاد جاله خیلی فعال و فهمیده بود. وی در جوابش گفته بود که جاله زیاد روی پول و دوستی شخص کار میکرد.
پشت سر کسی حرف زدن خیلی کار بد است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر