شنبه، آذر ۵

برگشت به لیلیه

امروز خیلی خوشحالم، تمام کارهایم رابه با شوق انجام میدهدم. دو روز پیش یکی از دوستانم زنگ زد گفت احوال خوشی دارم برایت، روز شنبه لیلیه دوباره باز میشود، از شیندن این خیلی خوش شدم، حتی یکی از رفیقانم که در پهلویم نشسته بود، خنده کرده گفت که برای لیلیه چرا اینقدر دل خوشی میکنی لیلیه که جای خوبی نیست. به نظر من کسیکه روز لیلیه را ندیده از گفت دیگرا میگوید یک کار غلط است. من هرگز به این گفته باور ندارم . از وقتیکه من میخواستم لیلیه بروم، همگی مسخره میکردند که تو میری لیلیه، جای خوبی نیست، محیط درس خواندن نیست، نان خوب نمیدهد و هزاران چیزهای دیگر را همرایش اضافه میکردند ولی من شوق لیلیه داشتم بهر قیمت که می شد باید میرفتم. 
دوسال است که در لیلیله زنده گی میکنم، عادت کردم در این محیط. این محیط واقعا جای آرام ، محیط درس، هوای پاک از هر نگاه که ببینم ارزش دارد. وقت که در لیلیه آمدم، فهمیدم که آمدن در لیلیه هم کار آسان نیست و آنهایکه خوش نداشتند، علت شان راه نه یافتن در لیلیه بوده و نتوانستند موفق به چنین کار شود. مدت یک ماه میشود که از لیلیه بیرون شدم و هزاران مشکلات همرایم پیداشد، حتی از درس خواندن فاصله گرفتم تمام سیستمها تغیر خورد. در یک جای دور آمدم که حدود نیم ساعت راه است، زیاد دور نیست، بخاطر راه بندی شاید زیاد طور بکشد. از خبر شدن برگشت خوشحالم و حتی میتوانم حالا مثل همان سابق به تمام فعالیت هایم ادامه بدهم. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر